حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

43

تاريخ قم ( فارسي )

كه آن را استحداث كرده بود و آن آب در ميان بازار و بيشترين محلَّتها و موضعها و دربها و كوچها روان شد پس لاجرم بر متوطنان آن شهر و مسافران از صادر و وارد آسان شد بر گرفتن آب و بدين سبب همه روزه دعا و ثناى بسيار از براى صاحب الجليل و مؤيد الدوله ميگفتند و ايشان را بدعاء خير ياد ميكردند و اين آب جارى بود و منقطع نشد و الله اعلم ، ذكر قسمت آب اين كاريزها و منبع و چشمه گاه آن و جاى ظاهر شدن آن و مستقهاى و تفسير كردن مستقه و ناوقه ، از بعضى از فرزندان على بن ابراهيم بن على بن محمد بن عيسى بن عبد الله اشعرى و از محمد بن عبيد إله بن محمد بن داود بن حكيم بن حكم عيّاف روايتست كه ايشان گفتند كه بعضى ازين كاريزها منشاء و منبع آن بجانب بيابانيست كه معروفست بكسريشت از جانب چپ رودخانهء قم چون از قم به راه سرداب روند و منبع و منشاء اين كاريزها تا بنزديك ديه مطرفابادست [ 1 ] آنجا كه حفرهء است كه آن را هفته دوش ميگويند و آبهاى اين كاريزها بدان مختلط ميشوند و بدان سبب شور شده‌اند و زعوقت آبهاى اين كاريزها از آنجاست و جايهاى ظاهر شدن آب برود خانه متّصل و ملاصق است و مجموع آن در رودخانه روان و از رودخانه به شهر و ضيعتها و جويها روان مىشود پس مصبّ آب كاريزها كسريشت [ 2 ] و رودخانه از يسار اوست و مصبّ فرود آمدن آب كاريزهاى ناحيت رباط حوض از يمين واديست و مستقه عبارت از آهنى است مانند ذراع كه بر آن علامات و نشانهااند كه بدان آب قسمت ميكنند هر علامتى دليلست بر مقدار مستقه و بعضى ديگر گويند كه مراد از مستقه جزويست از اجزاى اين آب و ناوقه عبارتست از آن مقدار آب كه شخصى در ميان آب رود و به مقدار يك گز ميان هر دو پاى بگشايد و آب به زير هر دو زانوى او برسد آن مقدار آب ناوقه گويند و گويند كه ناوقه عبارت از آنست كه مردى در ميان آب رود و هر دو سر زانو بر زمين نهد و به مقدار يك گز ميان آن گشاده دارد و هر دو اليهء خود از زمين بردارد و آن مقدار كه از آن فرجه بيرون رود آن را ناوقه گويند به شرط آنك ميان هر دو زانو از آنجا كه زانو بر زمين نهاده باشد نشيبتر و فروتر نباشد ،

--> [ 1 ] - مطرف آباد ، [ 2 ] - خ ، ل : كسويشت ،